عيدتون مبارك!بالاخره عيد اومد.حالاميريم سراغ داستان عيدمون.همه توي خونه ي سمراينا جمع هستن و ارمغان آخرين كسيه كه مياد
اري:سلام بچه ها عيده هاااااا
پرنيان:خودت فكركردي گفتي يا با دوستات؟
اري:عقلت چي ميگه؟چنين موضوع سختي رو مگه ميشه به تنهايي فهميد؟
فوژان:آره والا اي توروح باباي سياوش خيرابي
محي:و اي خاك برسر سياوش خيرابي
مليكا:بيرون چه خبربود اري؟
اري:هيچي راستيصاحب خونه كجاست؟
كرمك:داره باتلفن حرف ميزنه
اري:باتلفن حرف ميزنه يا بااوني كه اون ورخطه؟
كرمك:حالاچه فرقي ميكنه؟
ترشيده:خيلي فرق ميكنه.اگه باتلفن حرف ميزنه يعني خله ولي اگه بااوني كه اون ورخطه حرف ميزنه يعني روان پاكه.
محي:چراااااااااااااااااااااااا؟
ترشيده:چون مارو گذاشته رفته چسبيده به اون
سحر:اصلا كاراي سمر همه به جك شباهت داره
فوژان:تويكي حرف نزن كه اصلا سرتاپات به جوك شباهت داره
پرنيان:وابروهات
فوژان:والبته ابروهات
ترشيده:سمر،سامي،سوسمار،بياديگه
اري:من و جاسمين رفتيم كنسرت
شقي:كنسرت كي؟
محي:كنسرت خاله كامران و عمه هومن
سامي:كامران و هومن؟
ترشيده:چه عجب لشريف آوردين شما
شقي:پرنيان به چي نگاه ميكني؟؟؟؟
پرنيان:به بيرون
فوژان:چه چيز توجه توراجلب كرده اي بانوي پاك دامن؟
پرنيان:يك آقاي پاك شلوار
ناگهان سامي و كرمك به طرف پنجره مي جهند.
پرنيان:هشششششه
فوژان:سامي و كرمك ديوونه شدين؟
ترشيده:ديوونه بودن
محي:دراون كه شكي نيست
پرنيان:بچه هاموهام خوب مونده؟
ساغر:توشدي دلارام سوم ب؟
فوژان:چيه؟نكنه ساغرتوهم ....؟
ساغر:ايشششششششششه!من غلط بكنم باهفت جد و آبادم
جوابش كرده و.......Zسامي:اگرديدي كرمكي بردرختي تكيه كرده،بدان.
فوژان:بي تربيت
سامي:باباجان مي خواستم بگم و گريه كرده
ترشيده:اين فوژان خيلي منحرف شده هااااااا!حالاكرمك چرا ناراحتي؟
كرمك:من ناراحتم.هه هه هه هاهاها هوهوهو ههاههاهها
سامي:اين خنده ي ناراحتيه من ميدونم
محي:سامي چرامزخرف ميگي؟رامك كه كيفش كوكه
درينگ درينگ درينگ
سامي،ترشيده و فوژان:اوااا،بچه هاكه همه اومدن،ديگه كي مونده؟
سحر:بااجازه ي بچه هايي كه بيشتر به جوك شباهت دارن من 3تااز خط ها رو دعوت كردم.3تا خط اول كه واقعا وجودشون لازمه.
فوژان:حالاجوك رو ول كن سحربايدچي كار كنيم؟
سحر:خب معلومه!درروزودترواكنيد
درينگ درينگ درينگ
سمر:چي چي رو زودترواكنيد.اين جامگه استبله؟
فوژان:راست ميگه اين جا مگه طويلست؟
سمر:فوژان استبل
فوژان:نه طويله
سحر:اصلا من خودم ميرم درو واميكنم
اري:مگه ازرونعش من رد بشي
سمر:اگه ازرونعش اري هم بتوني ردبشي بايدازرو نعش منم ردبشي
فوژان:شرط ميبندمازرو نعش من يكي نتوني ردبشي
سحر:
فوژان:حالاچي كاركنيم؟
سمر:تصميم گيريش مشكله،بايد ادعا كنيم كسي اين جا نيست
فوژان:پس من ميرم درستش كنم
سمر:چي كارمي خواي بكني؟
فوژان:نگران نباش و كاررو بسپاردست كاردون
محي:فوژان جونم برو كه بعدش خودمون حال كنيم
فوژان:باشه
"يك ربع بعد"
فوژان:سمرگندزدم فكركنم فهميدن خونه ايم يعني فكر كه نكنم....
سمر:چي كردي؟
كرمك:چي بوگوديزاي؟
فوژان:مورغانه
اري:راستشوبگو چي كاركردي؟بازچه گندي بالا آوردي؟
فوژان:يك دورديگه زنگ زدن منم اول نميدوستم چي كاركنم بعدش دادزدم كسي خونه نيست
"دوم الف رفت هواااا"
فوژان:بعدخط 3 گفت فوژان خودت ميدوني من جنبه ي شوخي ندارم.يادرو واكن يادرروواكن
سمر:خب جان بكن بعدش چي شد؟
فوژان:من درروواكردم
سمرواري و محي:هاااااااااااان؟؟؟؟
فوژان:الان دارن كفشاشونودرميارن
اري:كارو بسپريم دست كاردون."هه هه هه ها ها ها"،ميسپرديم دست پشم علي خان بهتر عمل ميكرد.
محي:من از اولم ميدونستم فوژان عبدالگمج خانه!
تق تق تق
فوژان:بفرماييد
سمر:نفرماييد.چي چي روبفرماييد فوژان؟واسه خودت دررو واكردي حالاهم ميگي بفرماييد.
سمر به سمت دررفت همه نگران بودن كه ميخواد چي كاركنه.يهودررو واكرد و خودشوانداخت توبغل ساغر.
ساغر:سلام جيگرخوبي؟
سمر:آره
ساغر:منم خوبم
سمر:مگه من گفتم خوبي؟
ساغر:چرااينقدردير درو واكردين؟
سمر:من هي ميگفتم بريم دررو واكنيم،اينا هي ميگفتن:نه وانكنيم،بعدش من فوژان رو فرستادم تا دررو واكنه
اين داستان ادامه دارد.....