تبليغاتX
بیست و سه رفیق با حال بیست و سه رفیق با حال

درباره ی ما


ما 23 تا دوست جونیم از فرزانگان رشت. خیلی بچه های باحال و گلی هستیم!عاشق خودمونیم و متحد ترین کلاس مدرسه ایم
تو این وبلاگ بیشتر با ما آشنا میشین
امیدواریم اوقات خوشی رو تو این وب داشته باشین

پیوند روزانه


زیبا ترین قالب های وبلاگ
بزرگترین لینک باکس ايرانيان
هاست و دامين

جستجو

"لطفا از کلمات کلیدی برای جستجو استفاده کنید !!!



طراح قالب


www.TakTemp.com


Main

My profileRegistration

Log out


بیست و سه رفیق با حال

سوم الفی های باحال
جک های سوم الفی
موضوع:

به سمر میگن شما ایمیل. دارید؟میگه نه خیلی ممنون الان ناهار خوردم!

به محی میگن: حالت چطوره؟میگه: تازه موکتش کردم

پسرشقایق که شب ها خروپف می کرده به مامانش میگه: مامان چه کار کنم شبها از صدا ی خروپف خودم خوابم نمی بره؟شقایق میگه: خوب برو توی یک اتاق دیگر بخواب !!!

ارمغان رادیولوژیست می شه یه مریض میاد جواب عکسشو بگیره بهش می گه یه دنده سمت راست قفسه سینتون شکسته که من تو فتو شاپ واستون درستش کردم

نغمه با دوست پسرش میره بیرون. پسره میگه بریم پشت درختا؟ نغمه میگه آره بریم منم جیش دارم

فوژان کیس کامپیوترش رو می بره تعمیرگاه میگه آقا اینو برای ما تعمیرکن. طرف میگه : چه مشکلی داره ؟ میگه : والا نمی دونم چرا چند روزه جا لیوانیش بیرون نمیاد!

به سحرمیگن : سگتون بچه ی ما را گاز گرفته . میگه : اولا سگ ما گاز نمیگیره . دوما سگ ما همیشه بسته است . سوما ما سگ نداریم

!

کرمک ماه رمضون میره خونه دوستش می خوابه دوستش بهش میگه سحر صدات کنم؟؟ می گه نه همون کرمک صدام کنی بهتره

پرنیان میره پیش رفیقش،رفیقش میگه: پرنیان ماتیز گرفتم. پرنیان میگه: نه بابا... از ایدز بدتره؟

سرهنگ: اسمت چیه؟ سرباز: سارا/ سرهنگ: این چیه دستت؟ سرباز: تفنگ / سرهنگ: تفنگ؟ این مملکتته, آبروته, زندگیته, شرافتته, خواهرته, مادرته, و …. / سرهنگ رو به سرباز دوم : اسمت چیه؟ سرباز: ملیکا/ سرهنگ: این چیه دستت؟ ملیکا: این خواهرومادر ساراهه!!!

به  آیدا می گن با توکیو جمله بساز میگه من سعید رو دوست دارم توکیو!

بچه جاسمین از مامانش می‌پرسه: مامان، ماه نزدیک‌تره یا اصفهان؟ جاسمین میزنه پس گردنش و میگه: آخه پدرسگ، معلومه دیگه، مگه تو از اینجا میتونی اصفهان رو ببینی

نوشته شده توسط :بر و بکس خفن سوم الف | لينک ثابت |جمعه دهم مهر 1388|

بچه ها یک نظر سنجی حرفه ای!
موضوع:

به نظر شما بزرگ ترین کابوس سااال چیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!

۱.اول الف شدن سوم ب

۲.خواب سگ دیدن واسه یه گربه

۳.دو هفته بی غذا ماندن واسه یه ادم شکم پرست  

نوشته شده توسط :بر و بکس خفن سوم الف | لينک ثابت |سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388|

نظرسنجی:
موضوع:

به زودی قرار است فیلمی کمدی و خشن و احساساتی و اکشن و... به کارگردانی و نویسندگی و بازی بچه های محترم سوم الفففففففف با همکاری صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران ساخته ...
از شما خوانندگان محترم درخواست می کنیم بدون اطلاع از داستان این فیلم نامی مناسب برای ان انتخاب کنید:

1- سوم الفیا از زندان فرار می کنند.....!
2-سوم الف و گناهکاران
3-با دیوونه ها ی زنجیری چه کنیم؟
4-یا هر چی دلتون می خواد


نوشته شده توسط :بر و بکس خفن سوم الف | لينک ثابت |دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388|

مگه تولده؟
موضوع:

اری و بابک:اوا تولدمونه ها!

فوژفوژ:خفه شین

اری که تولدش ۲۲ خرداده و بابک ۱۶ مهره

ترشیده:نه بابا!اری ۶ شهریوره و بابک ۱۹ اسفند

سامی:زر مفت نزن نغی!اری ۳ تیر بود و بابک ۱ فروردین

سحر:حرفاتون بیشتر به جک شباهت داره!یعنی تولد این دوتارم یادتون نیست؟پارسال ۷ آذر واسه ارمغان و ۹ دی واسه بابک تولد گرفتیم

پوری:وای نه بابا

۵ بهمن تولد اری بود و ۴ آبان تولد بابک

محی:خفه لطفا!اری متولده ۳ اردیبهشته و بابک هم ۷ مهر

اری:محی از تو انتظار نداشتم

محی:چراااااا؟چون تاریخ تولد واقعیتو گفتم؟

کرمک:باباجان!چطور روز تاریخی ۷ شهریور یادتون رفته؟

بابک:۷ شهریور چی شده؟

کرمک:اری و بابک تو پیزریا واسه تولدشون بهمون پیتزا دادن

پرنیان:ابله!کودن!اون سحر بود که نمیتونست روز دیگه ای بده هفتم داد

کرمک:راس میگی یا

شقی:اری که خودش گفته بود که متولد ماه مهره و رودست نداره

محی:اون که اری نبود!

شقی:پس کی بود؟ننه ی تو؟

محی:بی ادب خاک بر سر!زیگزاگ بو

شقی:ببخشید

بابک:لطفا همه خفه!من و اری مردادی بودیم

ملیکا:لطفا خودت خفه!ما تو کلاس مردادی نداشتیم

اری:چرا!داشتیم

ملیکا:کی بود؟

اری:خیلی خری!من و بابک دیگه!

نیوشا:بابا جان اینا رو ولش هری پاتر ۶ رو بچسبین

مریم:آره والا!خیلی باحاله

محی:مگه ایران اومده؟

سامی شب به خیر

ملیکا:حالا تولد اری و بابک کی بود؟

جاسمین:چرا چرند میگی اری و بابک که اصلا وجود ندارن!

شقی:راس میگی یا!اری و بابک دیگه کین؟

پرنیان:ای خاک بر اون سر کودنتون کنم!پس کی گفت ما تولدمونه؟

شقی:ما؟من و تو؟کسی نگفت

پرنیان:ما نه!اونا

شقی:اونا؟کیا؟

محی:اری و بابک

شقی:اری و بابک؟

سامی:این خر رو ولش کن!حالا تولدشون کی بود؟

وژفوژ:اصلا خودشون کجان؟

شقی:کیا کجان؟

دوم الف:واااااااااای!

پوری:شاید مستراح باشن!

پرنیان:کیا؟

محی:اری و بابک

پرنیان:آهان

کرمک:آخه مستراح دو نفری میرن؟

پوری:راس میگی یا

یاسمن:بچه ها جواب سوال ورقهی ۴ خانم بهنیا کی میدونه چقدر میشه؟

جاسمین:میشه ۲۴۶۸۹۰۷۵۳

فوژفوژ:خرهای خر!ما داشتیم راجع به تولد صحبت میکردیم

شقی:توللللللد؟

دوم الف:واااااااااااااای!

پرنیان:اون مغز آکبندو واکن

یا حداقل بروشورو بخون و طرز استفاده رو یاد بگیر

شقی:بروشور چی رو؟

دوم الف:واااااااااای

مریم وارد کلاس شد

مریم:نقشمون نگرفت؟

پرنیان:وااااااااای!چرا لو دادی؟خواننده های وبلاگ فهمیدن

مریم:آخه ۱۰ ساعته بردمشون تو حیاط!خسته شدم

محی:حالا خودشون کجان؟

مریم:پشت در

شهرزاد:یعنی شنیدن؟

مریم:آره

دوم الف:ای خاااااااااک ................

اری و بابک وارد شدند

اری:بچه ها بابت سورپرایزتون ممنون!مریم همه چی رو تعریف کرد

بابک:آره!واقعا ممنون

محی:همه چی رو؟پس شقی برو کیک رو بیار

شقی:کیک؟

محی:دال بازی در نیار!پروژه لو رفت!

شقی:آخه فکر کنم تو راه همه شو...................

دوم الف:همه رو چی؟

شقی:همه رو داداشم خورد

نوشته شده توسط :بر و بکس خفن سوم الف | لينک ثابت |پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388|

سلااااااااااااااام
موضوع:

ببخشیدا

با عرض پوزش از همه ی خوانندگان محترم

من الان از اروپا دارم آپ میکنماااااااااا

الان بچه ها کم آپ میکنن چون اقلب مسافرتن مثل خود من

اما وقتی همه بودیم وبلاگو میترکونیم

دلم واسه هر ۲۳ تا تون تنگیده نافرم

امیدوارم هر چه زودتر دور هم جمع شیم

راستش خوب از امتحان ریاضی در رفتیم من و سامی

خب دیگه 

تا جمع شدن دوباره ی خانواده ی بزرگ 

خداااااااااااحافظظظظظظظظظظظظ

نهمین عضو خانواده--->اری جووووووووووووووون

نوشته شده توسط :بر و بکس خفن سوم الف | لينک ثابت |سه شنبه بیستم مرداد 1388|

موضوع:

برگ سیکاس شما را خریداریم.

با مناسب ترین قیمت.

شماره تماس:۰۱۳۱-۷۷۶۳۴۵۲

نوشته شده توسط :بر و بکس خفن سوم الف | لينک ثابت |پنجشنبه هشتم مرداد 1388|

ایول
موضوع:

خب به سلامتی کارنامه هامونو گرفتیم اعتراضامونم جواب دادن دیگه از این به بعد تو تابستون میترکونیم همش آپ میکنیم

آپ بعدی->خانواده ی دوم(سوم)الفففففففففففففف

نوشته شده توسط :بر و بکس خفن سوم الف | لينک ثابت |سه شنبه دوم تیر 1388|

اخرین روز کاری مدرسه فرزانگان
موضوع:

نمی دونم چی بگم.....

امروز اخرین روزی بود که کلاسای ما بر قرار بودو همه کنار هم تو ی کلاس نشسته بودیم.

امروز اخرین روزی بود که دوم راهنمایی بودیم.

امروز اخرین روزی بود که دوستای سال سوم مونو می دیدیم.

امروز اخرین روزی بود که چرت و پرت بار هم می کردیم

دو  سال تحصیلی کنار هم بودیم و هنوز اخر خط نیست....... اماواسه خیلی دیگه از هم مدرسه ای هامون....سال دیگه این موقعه ما حال الان اونا رو می فهمیم.وقتی دیگه آخره خط رسیدیم.

ولی ما دوما هنوز یک سال دیگه در پیش داریم.یک سالی که می تونه مثله امسال ماجراهایی داشته باشه که به سرعت برق و باد بگذره...یا اونقدر کسل کننده باشه که هممون از مدرسه خسته شیم.

نمی دونم کدومش بهتره؟   

یک سال پر ماجرا  مثله امسال که بعضی قصه هاش اونقدر ناراحت  کننده بود که اشک  هممونو در می اورد و  بعضی قصه هاش اونقدر قشنگ بودن  که امروزواسه تموم شدن قصه اشکمونو درومد..

یا نه....یک سال ارومو بی سروصدا که  از کسل کننده بودنش  پناه ببریم به دفترو کتابمونو با درسمون سرگرم شیم.

نمی دونم سال دیگه چی میشه......ماها میشیم سومای مدرسه اولا میشن دومای مدرسه!

یعنی واقعا" می تونیم تحملشون کنیم؟!!؟

امسال ما دوما با سومای مدرسمون خیلی جور بودیم.ولی فکر نکنم  سال دیگه هم همین طوری باشه. با این دومای آینده ای که ما داریم.....

چیمیشه کرد همیشه خوبا میرن.حالا اکشال نداره ما رو چه به این اولا؟! سوما و دومای امسال خوب بودن که با هم رفیق شدن !فرق  فوکوله....

خب دیگه همه چیز تموم شده. این یک ساله مونده هم با فرض این که مثله امسال باشه  زود می گذره....امیدوارم.

حالا زیاد غم  نخوریم.ما که 1 ساله دیگه هم  کلاس دوم الفو.....نه  ببخشید خیره سرمون داریم میشیم سوم!کلاس سوم الفو تشکیل میدیم.با همون برو بچه باحال کلاسمون.

بازم دوباره تو حیاط مدرسه دور هم میشینیمو رو سرو کله هم می زنیم.

بازم با هم  هم دستی می کنیمو امتحانامونو کنسل می کنیم!

بازم فکر کنیم واسه وبلاگ کلاسمون داستان بنویسیم

بازم  واسه ن... شدن  تفکر می کنیم پروژه ارائه میدیم

بازم .....مخا....خدانکنه دیگه  ماجرا درست کنیم!!!!!!

بازم......نه برای همیشه واسه همدیگه دوستای خوبی میشیم.

خب دیگه واسه همه مخصوصا اونایی که برای همیشه از مدرسه راهنمایی رفتنو ما هم دلمون براشون تنگ میشه ارزوی موفقیت میکنم.

امیدوارم سال دیگه چه پرماجرا چه کسل کننده طوری بگذره که همه ازش راضی باشن.

اایشالا سال دیگه  اتحاد دوستی سوم الف بیشترو بیشتر باشه.

در ضمن امیدوارم  همه متوجه شده باشن که دوم الف تو ماجراهای اخیر هیچ دخالتی نداشته."اش نخورده و دهن سوخته"

ما دوم حالا یا به عبارتی سوم الفیا هیچ وقت با هیچ کلاسی هیچ مشکلی نداشتیمو با همه ی فرزانگانیای گل رشت دوست و رفیق بودیم.

امیدوارم هرکلاسیو هرکسی جایی از ما چیزی دیده مارو ببخشه. ما همه ی سمپادو دوست داریم!

راستی فردا هم که قراره بریم اردو!

ایشالا به هممون خوش بگذره!!!!!!!

تا ۴ ماه دیگه که دوباره رو صندلی های خودمون به عنوان همکلاسی پیش هم بشینیم خداحافظ!

....

by  foozh foozh

 

 

 .

 

 

نوشته شده توسط :بر و بکس خفن سوم الف | لينک ثابت |سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1388|

روزمون مبارک!!!!!!!!
موضوع:

سلااااااام!

خوبین؟

خوشین؟

امروز ۱۴ اردیبهشته.....یعنی چه روزیه؟؟؟؟؟؟؟؟

نترسین این دفعه خودم میگم داستان نداره!

روزسازمان ملی پرورش استعداد های درخشان!!!!!!!!

سمپااااااااد!

یهنی ما گلا!

ما خوشگلا!

ما تیزهوشا!

ما باهوشا!

یعنی ما فرزانگان رشتیا!

فقط فرزانگان رشت!!!!!!!!!!

خب البته میرزا کوچک خانیا هم گناه دارن هم شهری مونن.اونم هم قبول.

خب دیگه.......روزمون مباااااااااااااااااارک!!!!!!!

الان تک تک تبریک بگین.

حالا.......

از بینه کله مراکز سمپاد: فرزانگان رشت.

از بینه ۳ پایه راهنمایی فرزانگان رشت: دوم  راهنمایی.

از بینه "الف" ب  ج:کلاسای الف.

از بینه ۳ تا کلاس دوم راهنمایی: فقط و فقط و فقط فقط......دوم الف!!!!!!

حالا آهاااااااا بیا وسط!

دوم الفو عشقه!

عشقه عشقه عشقه!

اول الفو عشقه!(به خاطره پارسال)

عشقه عشقه عشقه!

سوم الفم عشقه !( بخاطر سال دیگه)

کلا" الفو عشقه!

عشقه عشقه عشقه!

حالا بینه الفا

اون بالاییا......

کدومو عشقه؟؟؟؟؟؟؟؟؟

دوم الفو عشقه!!!!!!!

قربوووووووووووووووننههههههههه همدیگه بریم!(خدا نکنه!)

و امروز....

امروز تو مدرسه یه کلاس برنامه داشت......حالا ما خودمونو آماده کرده بودیم یه کم بخندیم.....چقدرم خندیدیم!

اصلا" انقدر خندیدیم همه دل درد گرفته بودیم!!!!!واااااااااااااای که چقدر ما خندیدیم!

حالا یه جوری می گفتن فلان کلاس برنامه داره ما فکر کردیم......وااااااااااااااای چی باید بشششههههه!!!!!!!!!!!این یه فاجعس!

حلا اونا رو بیخی خی!

دوم الفو بچسبیم!

هوووووووووووووووووووووورااااااااااا

روزمون مبارک!

روزتون مبارک!

روزشون مبارک!

حالا یه دور شعارمونم بنویسیم:

الف!!!

قهرمانه!!!!!!

الف!!!!

پهلوانه!!!

الف!!!

بهترینه!!!

الف!!!

سر ترینه!!!

تا آپ بعدی.......بابای!

فوژ فوژ جیگر.

نوشته شده توسط :بر و بکس خفن سوم الف | لينک ثابت |دوشنبه چهاردهم اردیبهشت 1388|

داستان عیدمون
موضوع:

عيدتون مبارك!بالاخره عيد اومد.حالاميريم سراغ داستان عيدمون.همه توي خونه ي سمراينا جمع هستن و ارمغان آخرين كسيه كه مياد

اري:سلام بچه ها عيده هاااااا

پرنيان:خودت فكركردي گفتي يا با دوستات؟

اري:عقلت چي ميگه؟چنين موضوع سختي رو مگه ميشه به تنهايي فهميد؟

فوژان:آره والا اي توروح باباي سياوش خيرابي

محي:و اي خاك برسر سياوش خيرابي

مليكا:بيرون چه خبربود اري؟

اري:هيچي راستيصاحب خونه كجاست؟

كرمك:داره باتلفن حرف ميزنه

اري:باتلفن حرف ميزنه يا بااوني كه اون ورخطه؟

كرمك:حالاچه فرقي ميكنه؟

ترشيده:خيلي فرق ميكنه.اگه باتلفن حرف ميزنه يعني خله ولي اگه بااوني كه اون ورخطه حرف ميزنه يعني روان پاكه.

محي:چراااااااااااااااااااااااا؟

ترشيده:چون مارو گذاشته رفته چسبيده به اون

سحر:اصلا كاراي سمر همه به جك شباهت داره

فوژان:تويكي حرف نزن كه اصلا سرتاپات به جوك شباهت داره

پرنيان:وابروهات

فوژان:والبته ابروهات

ترشيده:سمر،سامي،سوسمار،بياديگه

اري:من و جاسمين رفتيم كنسرت

شقي:كنسرت كي؟

محي:كنسرت خاله كامران و عمه هومن

سامي:كامران و هومن؟

ترشيده:چه عجب لشريف آوردين شما

شقي:پرنيان به چي نگاه ميكني؟؟؟؟

پرنيان:به بيرون

فوژان:چه چيز توجه توراجلب كرده اي بانوي پاك دامن؟

پرنيان:يك آقاي پاك شلوار

ناگهان سامي و كرمك به طرف پنجره مي جهند.

پرنيان:هشششششه

فوژان:سامي و كرمك ديوونه شدين؟

ترشيده:ديوونه بودن

محي:دراون كه شكي نيست

پرنيان:بچه هاموهام خوب مونده؟

ساغر:توشدي دلارام سوم ب؟

فوژان:چيه؟نكنه ساغرتوهم ....؟

ساغر:ايشششششششششه!من غلط بكنم باهفت جد و آبادم

 

جوابش كرده و.......Zسامي:اگرديدي كرمكي بردرختي تكيه كرده،بدان.

فوژان:بي تربيت

سامي:باباجان مي خواستم بگم و گريه كرده

ترشيده:اين فوژان خيلي منحرف شده هااااااا!حالاكرمك چرا ناراحتي؟

كرمك:من ناراحتم.هه هه هه هاهاها هوهوهو ههاههاهها

سامي:اين خنده ي ناراحتيه من ميدونم

محي:سامي چرامزخرف ميگي؟رامك كه كيفش كوكه

درينگ  درينگ  درينگ

سامي،ترشيده و فوژان:اوااا،بچه هاكه همه اومدن،ديگه كي مونده؟

سحر:بااجازه ي بچه هايي كه بيشتر به جوك شباهت دارن من 3تااز خط ها رو دعوت كردم.3تا خط اول كه واقعا وجودشون لازمه.

 

فوژان:حالاجوك رو ول كن سحربايدچي كار كنيم؟

سحر:خب معلومه!درروزودترواكنيد

درينگ  درينگ  درينگ

سمر:چي چي رو زودترواكنيد.اين جامگه استبله؟

فوژان:راست ميگه اين جا مگه طويلست؟

سمر:فوژان استبل

فوژان:نه طويله

سحر:اصلا من خودم ميرم درو واميكنم

اري:مگه ازرونعش من رد بشي

سمر:اگه ازرونعش اري هم بتوني ردبشي بايدازرو نعش منم ردبشي

فوژان:شرط ميبندمازرو نعش من يكي نتوني ردبشي

سحر:

فوژان:حالاچي كاركنيم؟

سمر:تصميم گيريش مشكله،بايد ادعا كنيم كسي اين جا نيست

فوژان:پس من ميرم درستش كنم

سمر:چي كارمي خواي بكني؟

فوژان:نگران نباش و كاررو بسپاردست كاردون

محي:فوژان جونم برو كه بعدش خودمون حال كنيم

فوژان:باشه

"يك ربع بعد"

فوژان:سمرگندزدم فكركنم فهميدن خونه ايم يعني فكر كه نكنم....

سمر:چي كردي؟

كرمك:چي بوگوديزاي؟

فوژان:مورغانه

اري:راستشوبگو چي كاركردي؟بازچه گندي بالا آوردي؟

فوژان:يك دورديگه زنگ زدن منم اول نميدوستم چي كاركنم بعدش دادزدم كسي خونه نيست

"دوم الف رفت هواااا"

فوژان:بعدخط 3 گفت فوژان خودت ميدوني من جنبه ي شوخي ندارم.يادرو واكن يادرروواكن

سمر:خب جان بكن بعدش چي شد؟

فوژان:من درروواكردم

سمرواري و محي:هاااااااااااان؟؟؟؟

فوژان:الان دارن كفشاشونودرميارن

اري:كارو بسپريم دست كاردون."هه هه هه ها ها ها"،ميسپرديم دست پشم علي خان بهتر عمل ميكرد.

محي:من از اولم ميدونستم فوژان عبدالگمج خانه!

تق   تق   تق

فوژان:بفرماييد

سمر:نفرماييد.چي چي روبفرماييد فوژان؟واسه خودت دررو واكردي حالاهم ميگي بفرماييد.

سمر به سمت دررفت همه نگران بودن كه ميخواد چي كاركنه.يهودررو واكرد و خودشوانداخت توبغل ساغر.

ساغر:سلام جيگرخوبي؟

سمر:آره

ساغر:منم خوبم

سمر:مگه من گفتم خوبي؟

ساغر:چرااينقدردير درو واكردين؟

سمر:من هي ميگفتم بريم دررو واكنيم،اينا هي ميگفتن:نه وانكنيم،بعدش من فوژان رو فرستادم تا دررو واكنه

اين داستان ادامه دارد.....

 
نوشته شده توسط :بر و بکس خفن سوم الف | لينک ثابت |دوشنبه هفدهم فروردین 1388|

23 تا بوس واسه 23 تا گل!
موضوع:

!!!!!!!!!

از طرفه هر ۲۳ تامون واسه هر ۲۳ تامون!

نوشته شده توسط :بر و بکس خفن سوم الف | لينک ثابت |چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387|

عیدی عید!
موضوع:

سلام سلام سلام!

سال نو مباااااااااااااااااااااااارک!

البته ماله من خشک وخالی بود چون آپ خوشگله سال نو بمونه با اری جون!

اومدم بگم تو عید کلی عیدی براتون داریم  دو سه تا داستان توووووووووپ و باحال!

منتظره ما باشین!

دلم واسه همه ی بچه های مدرسه تنگیده!

اومدم بگم امید وارم سال جدید واسه همه ی فرزانگانی های گل رشت سال خیلی خیلی خوبی باشه....

 اول الف  دوم الف سوم الف

اول ب  دوم ب سوم ب

اول ج دوم ج سوم ج

همتونو دوس دارم!

یه تبریک جانانه هم واسه هم کلاسی های گلمون!

ساااااااااااال نوووووووووووووتووووووووون مبااااااااااااااااااارک دوم الفیای گللل و باحال!!!!!

قربونه همتون پوری جووووون بره! ایشالا!

دلم واسه تک تکتون تنگ شده!

فوژ فوژ جوووووون!

نوشته شده توسط :بر و بکس خفن سوم الف | لينک ثابت |چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387|

خبر فوری
موضوع:

دیشب در شب چهارشنبه سوری سارا پوری به همراه کبریتی ای که ترکاند ترکید
نوشته شده توسط :بر و بکس خفن سوم الف | لينک ثابت |چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387|

ما چند نفریم؟؟؟!!!!!!!!!!!
موضوع:

تو اسفند تولد سه تا گل بود که واسشون داستان نوشتیم ولی چون وقت نداشتیم الان داستانو میذارم ادامشم هر وقت وقت داشتم.

"سلام سلام سلام"

این روزا تولد سه تا گله

داستانی که گذشت:

کی؟

ماله فوژان که گذشت فوژان که درگیره

محی؟نه باباجان اون که داره شیشه ساعتشو پاک میکنه

اری؟بخووووووووووووووووووووس دختر.اون که داره آهنگ صفرتایم دانلود میکنه و با اون خط زنگ زده "بهار"

شقی؟گمشو بابا اون که داره شکر می خوره

شقی:هان؟

دوم الف:هیچی تو بخور

شقی:باشه فقط کمانمو .......هیچی

زهرا؟نه عزیزم اون که خچولاخشو گرفت بسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسه دیگه

پوری؟ای تو روح بابای سیاوش . نه بابا

سحر؟چی باید بشه؟اون که درگیر دفتر عقایدشه

شهرزاد جون؟اون که داره امضا میده

ترشیده؟اون که دنبال شوهرررررررررررررره

پرنیان؟اون که نونواییه

مریم؟بابا مریم که عینکش شکست رفته بده تعمیر

نیوشا؟اونو که گرفتیم

دوم الف:پس با این حساب ملیکا هم نیست

بابک؟اون که 14 مرداد با خانم زمردیه

جفت فاطیا؟یکی درگیر نمرست اون یکی درگیر ابروووووووووو

یاسمن؟

یاسمن:طبق قانون دوم نیوتون........

دوم الف:بابا غلط کردیم

سارا؟

سارا:اه............پرنیان

آیدا آنتن؟نه به خدا اون که داره جاسوسی میکنه

ساغر؟اون که پیش الهه هست

دوم الف:واستا حساب کنیم

شدن 20 نفر پس 3 نفر میمونن

اری:مگه ما 23 نفریم؟

محی:23 رفیق باحال احتمالا یعنی 20 تا؟که اینطور

فوژان:مغزهای متفکر دوم الف پیشرفتی حاصل نشد؟

اری:هوراااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا.دانلود تمووووووم شد.ایولللللل

پرنیان:تو ری-ی تو اون مهدی

فوژان:و بهار

اری :بحثو عوض کنیم اصلا اون 3 نفر کیان؟

شقی اصلا نمیتونم تشخیص بدم.خیلی سخته

سحر:بیشتر به جوک شباهت داره

اری و محی:اوووووووووووووووووه...........وااااااااااااای.....چی باید بشهههههههه؟

پوری:دیروز یکی مزاحمی برام زنگ زد

محی:هه.....میدونی؟ببخشیدا دیشب داشتم چت میکردم یارو شماره خواست منم مال تو رو دادم

پوری:وااااااااااای به مامانم میگم

محی:خب بگو چی بکنم بابا جان

اری:حالا جدی تولد کیاست؟

ترشیده:3 تا خر ببخشید سه تا گل

اری:خودت و خواهرت و خدابیامرز شوهرت

ترشیده:خفه شو اری جون

محی:حالا جدی تولده؟هر چی فکر میکنم 3 نفر دیگه ی کلاس یادم نمیاد

شقی:با حرف محی موافقم من فکر میکنم ما تا امروز به اشتباه میگفتیم 23 نفریم در اصل 20 نفر بودیم.آهان شاید چون ستایش به اندازه ی 3 نفر چاپلوسی میکرد 23 نفر بودیم حالا که رفت شدیم 20 نفر

پرنیان:آفرین....آفرین....همینه

فوژان:نه این نیست اون سه نفر وجود دارن

پرنیان:ما یادمون نمیاد خودت بگو

ترشیده:این جوری که مزه نمیده باید خودتون حدس بزنین

اری:فهمیدم.یادم اومد.نکته انحرافی بود که تو کلاسن.تولد شاهین یا شاید شبه محسن یا آرش پلید باشه

شقی:راست میگه . خودشه .درسته.من که گفتم 20 نفریم

محی:ولی.....آره شاید هم همینطور باشه

اری:قطعا همین طوره

سحر:آره والا بیشتر به جوک شباهت داره

دوم الف:اوووووووووووووه............واااااااااااااای..........چی باید بشه.......این یه فاجعست

فاطی ابرو:احتمالش 2 درصده که 23 نفر باشیم

فوژان:بخووووووووووووووووووووووووووووووس دختر 23 نفریم

فاطی ابرو:نیستیم

فوژان:هستیم

فاطی ابرو:مطمئنی؟

فوژان و ترشیده:اه ه ه ه ه ه........چقدر خنگین به عمل کمر و تهی و z فکر کنین(به آجر پرت کن هم فکر کنین)

ساغر:آجر پرتکن کیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/

ترشیده:واااااااااااااااااااااای.آلزایمر دوم الفی به ما نگیره فوژان؟

فوژان:نگرا نباش ما تا الان سالمیم سالمم میمونیم.راستی نغمه این اسفندیای گل ما نمیخوان بیان؟

اری:آخیییییییییییییی.شاهین و آرش و شبه محسن میان؟

ترشیده:خستم کردین دیگههههههه....نکته انحرافی نبود ما 23 نفریم

ملیکا:سلاااااااااااااااااااام بچه های گل و بلبل دوم الف♥♥!!♥♥♥

اری:سلااااااااااام ململ جون.ململ ما چند نفریم تو کلاس؟

ملیکا:فکر کنم 20 نفر نه؟

ترشیده:وااااااااااااااای که دیوانه شدم از دست شما

سحر:بیشتر به جوک شباهت داره

اری و محی:وااااااااااااااااااای..........

ترشیده:بابا بس کنین دیگه

شقی:این داستان عاقبت خوشی نداره

پرنیان:حالا راستی تولد کیاست؟

سحر:یه جمله ی جدید"سوالت بیشتر به جوک شباهت داره"

فوژان:کف مرتب به افتخار فیلسوف کلااااااااااااااااس

ترشیده:سحر بالاخره پیشرفت چشم گیری پیدا کردی

سحر:قربونت برم که بیشتر به جوک شباهت داریییییییییییی

اری:از بحث خارج شدیم حالا تولد کیاست؟

پرنیان تولدت مبارک

محی:تولدت نه تولدشون

پرنیان:نمیخوای بخندی از جمع بروووووووووو بیرون

شقی:پرنیان دیالوگو اشتباه گفتی

پرنیان:اه ه ه ه ه........ببخشید باید میگفتم حالا تولدشون چه فرقی میکنه؟

محی:تو که همیشه با من مشکل داری

شقی:این که اصلا تو دیالوگا نبود

محی:تو لوبیای وسط آش نشو من باید تکلیفمو با این پرنیان روشن کنم

ترشیده:مباااااااااااااارکه

شقی:بابا دیالوگا قاطی شد محی هم میخواد انتقام بگیره

اری:آخه وسط فیلم؟

ترشیده:بچه ها الان نوبت من بود باید میگفتم چه ربطی داشت؟

شقی:نغی تو الان نگرفتی چی شداین برای اون قسمت بالایی بود اینا دیالوگ اضافه کردن.اصلا خارج از ریتم میریم

فوژان:نه تو رو به خداخارج از ریتم نهههههه.از اون جایی ادامه بدیم که پری میگه تولدشون حالا چه فرقی میکنه؟لطفا پارازیت نشین.ترشیده نوبت توئه

ترشیده:آهان.خب واقعا اون 3 نفر یادتون نمیاد؟پرنیان:نه به خدا

ملیکا:جریان اون سه نفر چیه؟

اری:اوووووووووووووووو..............ململ تو دیگه شوتی

محی:میگن امروز تولد 3 نفره...ما هر 20 نفر کلاسو نام بردیم ولی اینا میگن 23 نفریم

ملیکا:کیا؟

محی:نغی و فوژی

ملیکا:اونا توهمن.وقتی من بهت میگم ما 20 نفریم یعنی 20 نفریم.اصلا ما اسفندی نداریم که

فوژ فوژ: وااااااااااااااااااااااااااااای.ولی از شوخی بگذریم خیلی دالینا...

اری: باز تو تیکه ی سامی رو دزدیدی!!!

پرنیان: ااا...خاک بر سرمون.خوب شد گفتیا...چه طور سامی رو یادمون رفته بود؟!

محی: ای تو روح بابای سیاوش...بابا جان سامیو که شمردیم.

نغمه: اسگل اگه سامی رو می شمردیم می شدیم 21 نفر.نه 20 نفر

شقی: نه دیگه.بیاین یه بار دیگه بشمریم... فوژفوژ ، نغمه ، اری ، محی ،2تا فاطیا ، 3تا سارا، زهرا، ملیکا  ، ساغر ، مریم ، نیوشا ، ایدا ، پرنیان ، خودم ، شهرزاد ، یاسمن ، سحر و سامی.

پرنیان:   shut upرییییییییییییی.اخه ترک این شد 20 تا؟؟؟!!!

شقی: پس چند تا؟

فوژفوژ: 20 تا

محی: چرا 21 تا؟

دوم الف: واااااااااااااااااااااااااااااااااای

اری: بشمور بعد بگو چرا.

(پس از چند دقیقه سکوت):

.

.

.

.

شقی: اهااا...فهمیدم.شدن 21 نفر.اخه من همش 1 نفر رو 2 بار می شمردم.واسه همین می شدن 20 نفر.

نغمه: اخه روان پاک اگه یکی رو 2 بار بشموری میشن 23 نفر.نه 20 نفر

محی: باباجان ولش کن.همین که اون از مغز اکبندش استفاده کردو به عدد مورد نظر نزدیک شد بسه.

فوژفوژ: خوب مغز های متفکر دوم الف .با این حساب شدیم 21 نفر.پس 2 نفر می مونن...

اری: مگه ما 23 نفریم؟!

دوم الف: وااااااااااااااااااااااااااااااای

نغمه: حالا یکی بیاد اینو جمعش کنه

فوژفوژ: ارمغان الان فقط نیاز به یکی از اون تیکه های سامی داری تا حالت جا بیادااااااااااا

نغمه: اره به قول سامی باز رفتی تو فکر بهار دری وری گفتی

اری: خوب باباجان.حواسم نبود

پرنیان: خوب حالا بگردیم 2 نفر دیگه رو پیدا کنیم.

شقی: چرا 2 نفر 1 نفر می مونه دیگه...

محی: وااااای شقایق دال.23نفر بودیم.21 نفر پیدا شدن.می مونه 2 نفر دیگههههههههه

شقی: نه خیر 1 نفر می مونه

پرنیان: به قول سامی اون سالی که ما امتحان تیز هوشان دادیم سر شقایق که رسیدن با ده بیست سی چهل بقیه رو انتخاب کردن.

اری: اگه دست من بود شقی رو نهضت سواد اموزی هم قبول نمی کردم

فوژفوژ: راستی بچه ها سامی که خالش دبیر ریاضیه.پایه هستین باهاش صحبت کنیم یه کلاس در حد خمع و تفریق برای شقاشق بذاره که نگه  21- 23 میشه1 ؟

دوم الف: حتمااااااااااااااااااااااا

.

.

.

.

یاسمن: این انصاف نیست

دوم الف: چی؟

یاسمن: این که یاسمین 25/0 از من بیشتر بشه...

اری: ااا...دهنتو طلا بگیرن.اصلا یاسمینو یادمون نبودااااااااااااا

شقی: بابا من که حساب کردم.با یاسمین شدیم 21 نفر

دوم الف: shut up ریییییییییییییییییییییییی

اری: اون حساب کردنت بخوره تو سرت.

پرنیان: شققایق جان تو اولا خفه شو...دوما لش ببر اون ریاضیه بی صاحابتو تقویت کن.

اری: خوب پس شدیم 22 نفر.حالا بعدی رو پیدا کنین

محی: مگه ما 23 نفریم؟!

دوم الف: واااااااااااااااااااااااااااااااااااااای

فوژفوژ: بچه ها نتیجه میگیریم محی هم جز اونایی بود که با ده بیست سی چهل قبول شدن...حالا نفر اخر کیه؟؟؟

نغمه: بچه ها من پس از سال ها تلاش پیاپی نتیجه گرفتم که اگه S رو برگردونیم می شه Z

پرنیان:...بزن کف قشنگرو واسه نغمه

محی: ااا...بچه ها Z شمارو یاد چی میندازه؟؟؟؟؟!!!!!

دوم الف: زالو ، زرافه ، زیپ ، زنبور ...

یاسمن: اهاااااااااااااااااا. عدد اتمی

پرنیان: بچه ها من که نفهمیدم...شما ها فهمیدین کجای این کلمه Z داشت؟؟؟!!!

یاسمن: باباجان عدد اتمی رو با Z نشون میدن.

دوم الف: اهاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا...

پرنیان: نه بجه ها الان همه باید میگفتیم...

دوم الف: واااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای...

پرنیان: یادم باشه رفتیم اون دنیا شماره ی یاسمنو به ادیسون بدم

نغمه: وااای بابا اونو ولش کنین...Z همونی بود که رامک دوسش داشت

فوژفوژ: ایول نفر اخر هم پیدا شد

اری: نفر اخرو زائیدی

محی: اسگل رامکو می گه دیگههههههههههههههههه

شقی:مگه ما رامکو نشمرده بودیم؟؟؟؟؟؟!!!!!!!

دوم الف:تو ببند!

نغمه: خوب پس 23 نفر هم تکمیل شدن.

ملیکا: خوب حالا مثلا که چی؟!

شقی: راستی ما اصلا چرا دنبال اون 3 نفر بودیم؟

پرنیان: عزیزم تو خودت رو درگیر نکن...

شقی: اهاااااااااااااااااا...یادم اومد.دنبال 3 نفری بودیم که اسفندی هستن

ایدا: اااااا...بچه ها برای جرقه ی بعدی مغز شقایق باید 1 سال دیگه صبر کنیم

اری: خووووووووووووب.پس اون 3 تا دوست گلمون پیدا شدن...رامک ، سمر ، یاسمین

.

.

.

.

ملیکا: ااا...بچه ها روبرو رو نگاه کنین.

محی: خوب که چی؟؟؟!!!

اری: باباجان سامی رو می گه...تو اون ساختمونه با.......نشسته داره کیک فوت میکنه

فوژفوژ: اسگل اون ساراست...

ایدا: اوا بلا به دور...واقعا تو تا حالا چه شباهتی بین سامیو سارا دیدی؟!؟!؟!؟!؟!؟!

شقی: حالا سارا اونجا چی میکنه؟

محی: هیچی باباجان.دیدیم داره از اونجا دود بلند میشه سارا رو فرستادیم ببینه چه خبره.اسگل داره اتیشو فوت میکنه...

شقی: اووو...پس سارا داره اتیشو فوت میکنه تو میگی سامی داره کیک فوت میکنه.واقعا چه قدر به هم شباهت دارن!!!!!!

فوژقوژ: حالا جدی جدی سامی کجاست؟

پرنیان: بابا دیشب از ساعت15/ 11 تا 1 نشست بازیه لیورپولو دید...بعد از ساعت 1 تا45/ 2 بازیه چلسی رو دید.وقتیم که چلسی باخت تا ساعت 4 یا 5 نشست گریه کرد...در نتیجه قراره تا لنگ ظهر بگیره بخوابه.

فوژقوژ:بابا اون 10 شب که بخوابه تا لنگ ظهر خوابه پس الان حتما تا بعد از ظهر خوابه...

اری: حالا رامک کو؟اون که دیگه اهل فوتبال نیست.

نغمه: سامی و رامک با هم تله پاتی دارن...این نیاد اونم نمیاد

فوژفوژ: نه اسگلا...ساعت 10 صبح کارتون کاپیتان Z رو نشون میده.حتما داره اونو می بینه

محی: پس یاسمین چه مرگش شده که نیومده؟

شقی: اون امروز می خواد تولد بگیره...نیومده که خیر سرش تدارکات تولدش رو ببینه...

اری: سامی و رامک تولد نمی گیرن؟

پرنیان: ای موردشور این الزایمر تورو ببره...رامک که هفته ی پیش تولدش بودیم. سامی هم که همین دیشب ماهارو واسه تولدش برد pizza  pizza بعدشم بهمون بستنی و کلی چرت و پرت دیگه داد.

شقی: اووو...یادم نبود...پس واسه همین من تا صبح دلم درد می کرد

فوژفوژ: والا منم اگه مثل تو جز پیتزای خودم ته مونده ی پیتزای بقیه رو هم می خوردم تا 3 ماه دل درد می گرفتم.

شقی: باباجان shut up ریییییییییییییییییی

اری: خوب دیگه ببندین حالا خودمون باید واسه این 3 تا رفیق گلمون تولد بگیریم...

 

 

 

 

 

 

نوشته شده توسط :بر و بکس خفن سوم الف | لينک ثابت |یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387|

کادو ماله کیه؟!
موضوع:

 صبح شنبه 26 بهمن 1387 دوم الف.روز ولنتاین.

فوژ فوژ: سلام بچه های باحال دوم الف! ولنتاینتون مبارک!

اری: سلام فوژی جون ولنتاینه تو هم مباااااااااااااارک!!!!!!!!!!!!

محی: سلام فوژان!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

فوژ فوژ: برو بچه عزیز سامی خوشگله کجاس؟

اری: مثله همیشه دیگه.....زیر بارون داره با ساغر قدم میزنه.....من و تو که از این شانسا نداریم!

فوژ فوژ: بس کن ارمغان اصلا" حوصله ندارم.بابا ولشون کن دیگه.......صد بار بهت گفتم اونا با من و تو فرق دارن.......حد اقل با من خیلی فرق داره! رامک کجاس؟

نغی: حتما" رفته تو یه سوراخ داره درسه امروزشو می خونه که دیروز نخونده!

فوژ فوژ: میشه نغمه تو کاریت نباشه؟؟؟؟؟!!!!!!!!! اه......به تو چه که هرکی چییییییییووووووری درس میخونه!

ترشیده: حالا!

فوژ فوژ: پرنیان بالاخره واسه شبه محسن قلب پرت کردی؟!

سوپر مذکر: گو بخور بابا! من یه بار دیگه به اون نزدیک شم منو میخوره!!!!!!!

فوژ فوژ: وای خیلی خوب میشه دیگه!!! تو شکمش میمونی.....از اون جا هم میتونی به قلبش سرک بزنی! فکر خوبیه ها!

اری: البته اگه نره دستشویی! انوقت باید نصفه عمرتو تو شکرا غلط بزنی!

محی: بابا حالم بهم خورد...با این پیشنهاد هاتون ! همون شاطر نونوایی راه بهتریه!

سوپر مذکر: بچه ها رفتم سوال کردم واسه نونواییتون استخدامی نمی خواین؟! گفتن: شما برو فروشنده بوتیک لباس شب شو نه شاطر نونوایی سنگکی!

اری: آخه........پس یه گزینه حذف شد....دوباره فکر میکنیم راه جدید پیدا می کنیم.... نگران نباش پری جون من خودم هرجور شده تورو به شبه محسن می رسونم!

فوژی: منم تورو به غضنفر می رسونم!

اری: ........(مثله همیشه گریه!)

سحر: راستی فوژان کادو رو چیییییوووووووری بدم بهش؟!

فوژی: اولا" چییییووووووووورررررییییی رو خودم فقط قشنگ میگم!!!!!!!! تو نباید بگی! بابا بده دیگه کاری داره! من و اری و سامی که دادیم...خلی راحته.

سامی: سلام فوژان خانم ......خوبی؟ ولنتاینت مبارک!

فوژی: ولنتایمه تو هم مبارک گلم!!!!!!!!!!

اری: خوش گذشت زیر بارون با کسی که دوسش داری قدم زدی؟!

فوژی: بببببسسسسسسسسسسسسسه ارمغان!!! ببند!

سامی: ارمغان به تو هیچ ربطی نداره! تو عرضه داشتی.....

رامک: سسسسسللللللاااااااااااااممممممممممم و بسسسسسسسسسسسسسسههه! ولنتاین مبارک!

فوژ فوژ: خب موقعه ای رسیدی رامک نزدیک بود دوباره بریم تو اون بحث های مسخره!(بچه ها دارین داستانه منو بی مزه می کنینا!)

اری: راستی سارا تو واسه ماریا کادو خریدی؟!

فوژ فوژ دمه گوشه اری: اگه هم بخره یه کارتون تام و جری می خره واسش!!!!!!!

سارا: نه.......مگه تولدشه؟! چرا باید کادو بخرم؟!

اری: ببخشید....یادم رفته بود!(نمی دونه ولنتاین چیه!)

سحر: بابا واسه ولنتاین!روز عشق... روزی که........

سامی: خب سحر نمی خواد تاریخچشو بگی مخش هنگ می کنه!

اری: اصلا" خودم میگم: ولنتاین روزیه که هر کس کسی رو دوس داره بهش کادو میده! گرفتی؟!

سارا: آره. ولی من برای عید نوروز واسش کادو می گیرم!

دوم الف: وااااااااااااااااااااااااااااااااااااای!

پرنیان: ببخشید مگه روز عید نوروز  هم کسی کسی رو دوس داره واسش کادو می خره؟!

فوژی: باز شروع نکن پرنیان! ولش کن بچه رو........خب می خواد عید نوروز به عشقش(هووووووووووع!) کادو بده!

نغی: هووووووووووووووووووووووع!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

فوژی: راستی بچه ها اینقدر فک نزنین این کادو ماله کیه اینجاست؟!

اری: ما هم درگیره همین بودیم.......معلوم نیس کی آورده گذاشته اینجا!

کرمک: یعنی چی؟!

سامی: بابا حتما ماله یکی از خودمونه دیگه!

محی: نه سمر ماله بچه های ما نیس.....کسی نمی دونه ماله کیه برای کیه

کرمک: یعنی این طرفو اون طرفه خط مشخص نیس! چه جالب!

سامی:حتما بهار واسه ارمغان خریده دیگه!

محی: بابا بهار که داد!

سحر : چی داد؟

اری: یه عروسک خیلی خوشمل! ایناها!

سحر: چه قدر بامزس!

محی: اره خیلی خوشگله!

رامک: فوژان کادو ساغرو دیدی؟

فوژان: اره دیدم مبارکه! ولنتاین مبارکه!

اری: فوژان..........هیچی.

فوژ فوژ: آفرین! ببند! میگم شاید این کادوهه رو شبه محسن پست کرده واسه پرنیان!

سامی: زهی خیال باطل!!!!!!!!!!!

اری: آخه....... چه عشقولانه!

پرنیان یا سوپر مذکر: همتون گو بخورین!

نغی : چرت وپرت نگین! واقعا" این کادو ماله کیه آخه اینجاست؟!

فوژان: شاید سمر اون آجر پرت کنه چون همیشه به یادش باشی یه آجر واست فرستاده روشم نوشته:I love you!

نغی: الان من چی گفتم؟! مسخره بازی نکین! کادو ماله کیه؟!

کرمک: شاید  شادی برای سمر خریده......

فوژان: راس میگه ماله خودشه!

سامی: پس بندازینش بیرون!

فوژی: عمرا"! اگه نمی خوایش خودم بر می دارم!

سامی:بردار!

فوژِی: نمی خوام!

سامی: فوژان دوباره لوس بازی رو شروع نکن!

فوژی: آخه منه بیچاره الان لوس بازی کردم؟!

بسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسه!!!!!!!!!!!!!!!!!

کرمک: آها فهمیدم! ارمغان فکر کنم غضنفر واست فرستاده!

اری: پس تا خودمو ننداختم بیرون بندازینش بیرون! تازه اون الان درگیره شستنه جوراباشه!

فوژان: آخه.......اری چرا اینقدر اذیتش می کنی! اون جورابا  فقط مخصوصه توهه! اون که بلد نیس چطوری باید بشوره تا اون بو های هوووووووووووووع از بین بره!

اری: یعنی چی؟! باید یاد بگیره! مردم اینقدر جورابای گندیدشو شستم!

سامی: لیاقتت همونه!

اری: لیاقته تو هم همون آجر پرت کنس!

سامی: باز اون یه خونه تونس واسه من بسازه.......تو چی؟!

فوژان: بببسسسسسسسسسسسسسسههههههه!!!!!!!!!!!! کادو ماله کیه؟!

ترشیده: شاید سعید واسه آیدا خریده!

آیدا: یعنی میشه؟!

فوژان: تو چیزی واسش خریدی؟!

آیدا: نه!

فوژ فوژ: پس نمی شه!

اری: شاید کادو ی محیه.....آرش پلید جونش براش فرستاده!

محی: بخوووووووووووووووووووووس رییییییی!(این دفعه محبوبه جای ارمغان گفت!)

فوژان: نه جدی.....به هر حال ماله یکی باید باشه دیگه!

اری: ولی من مطمئنم این کادو یا ماله شهرزاده برای سحر....یا ماله فوژانه از طرفه.....

فوژان: ارمغان ببند! خواهش می کنم اونو از مغزتون بکشین بیرون! چند بار باید بگم؟! آقا ولش کنین دیگه! ولی سحر کادو ماله توئه ورش دار.

سامی : یعنی چی کادو ماله توئه ورش دار؟! اصلا" از کجا معلوم کادوی Zنباشه واسه رامک؟!

ترشیده: سامی ما دور از شوخی گفتیم....  منطقی اینه که این کادو ماله شهرزاد باشه......

سحر: شما واسه خودتون چی چی میگین اون اصلا" از این کارا بلد نیس!

ترشیده: پس ماله کیه؟!

اری: خب بابا  جان اگه ماله شهرزاد نباشه شاید ماله.........

ترشیده: نه ارمغان ماله اون نیس! چرا اینقدر گیر دادی به اون؟!

فوژی: واسه این که کرم داره!

ملیکا: فوژان مهرانه اینجاست....

فوژان: خب چی بکنم اینجاست؟!

ملیکا: خب خودت گفتی حواسمون باشه هرجا مهرانه رو رؤیت کردیم به تو خبر بدیم!

فوژ فوژ: من شکر خوردم!(البته دم در اینو گفت!)

فوژ فوژ: سامی ساغرو مهرانه باهمن... سحر به پا خط تو خط نشه حوصله دردسر نداریما!

سحر: الان خطا رو چک می کنم...هی میگم تار نوری بخریم که اینا هر دقیقه با هم می افتن احتمال خط تو خط شدن نباشه!

فوژان: من درگیره اینم که کجا می فروشن؟!

اری: مگه اصلا" بیرون می فروشن؟!

سامی:تو نمی دونی فوژان از این حرفا زیاد می زنه؟!

فوژ فوژ: بمیر بابا!

سامی: مهرانه بمیره!

فوژان: بازم بمیر بابا!

بسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسههه!

اری: ا....بچه ها فکر کنم این طرف خطا با هم جلسه گذاشتن! هر 4تا باهمن!بهااااااار مهرااانه ساااغر شهرزاااد.

سحر: چرا خط منو آخر از همه گفتی؟!

اری: بخووووووووووس ریییییییی!

سامی: یا خداااااا! اینا چطور شده 4تایی با همن؟! بهار با این سوم الفیا چی کار داره؟! یه خبراییه ها بچه ها!

کرمک: حتما" قضیه همین کادوست!

فوژان: ولی خدایی یه بو هایی داره میاد! بهارو ساغرو مهرانهو شهرزاد یعنی 4خطه ارمغان و سمرو فوژانو سحر دوم الفی کنار دره دوم الف دارن با هم حرف میزنن.....مشکوک نیس؟!

کرمک: قضیه همین کادوست!

محی: خب برین از خودشون بپرسین این جا چی کار دارن؟!

سمر: بریم!

فوژان: منم میآم!

اری:.......(رفت دیگه!)

کنار دره دوم الف:بهار مهرانه ساغر شهرزاد ارمغان فوژان سمر سحر......

 سامی: سلام مهرانه خانم. خوب هستین؟

مهرانه: مرسی. تو خوبی؟

سامی: مرسی.

فوژان : سلام بهار!(لطفا" سریع و بدون وقفه بخونینش!)

اری: سلام....بهار.

بهار: سلام سلام.

سحر: سلام شهرزاد خوبی؟

شهرزاد: مرسی عزیزم.(این یکی از همه بهتر بود!)

ساغر: سمر جان می خوای منو تو هم یه دوردیگه سلام علیک کنیم؟!

سامی: ما اون همه با هم فک زدیم دیگه چه سلامی؟!

اری: آره دیگه زیر بارون باهم قدم زدین.

بهار: ا....ارمغان چرا نگفتی ما دو تا هم بریم؟! بهم برخوردااااااا!

اری: آخه بهار چرا بهت برخورد؟!

بهار: یعنی چی سمر و ساغر می رن باهم بیرون بعد من و تو نریم؟! بعد نمی گن بهار احساس نداره؟! نمیگن بهار اینجوریه اونجوریه؟!........در هر صورت بهار خیلی گله!

فوژان: اه اه اه اه اه اه اه اه اه اه اه......حالم بهم خورد...(البته از تیکه ی اولش! آره بهار گله....)

اری: گربه دستش به گوشت نمی رسه میگه پیف پیف بو میده!

فوژان: من دستم به گوشت نمی رسه؟! آخ می بینم کی دستش به گوشت نمی رسه! گوشت که نباید حتما" طرف خطا باشن!

سامی: چی میگی ارمغان فوژان کجا دستش به گوشت نمیرسه؟! البته  منظورم  یه گوشت  دیگس !

اری: منظوره من  اون گوشته بود.......

فوژان: کدوم گوشت!

اری: آبگوشت!

فوژان: بمیر بابا!

اری: تو هم بخووووووووس رییییییییی!

سامی: حالا گوشتا رو ول کنین. یه سوال فنی که کل ما دوم الفیارو درگیر کرده اینه که شما 4تا اینجا جولوی در کلاس دوم الف چیکار دارین؟!

اری: می گفتی 4تا خط بهتر بود......

سامی: 4 تا نه و 3 تا!

سحر: کدومو حذف کردی؟!

اری: حتما" ساغرو!

سامی: من ساغرو حذف نکردم.اون از اول جز خطا نبود که الان بخواد حذف بشه.اون فقط دوستمه.

سحر: اینو راس میگه.

فوژی: بمیر بابا! کجاشو راس میگه؟! این سامی خانم کی راس گفته دومین بارش باشه؟!

سامی: بمیر بابا!

فوژآن: تیکه می دزدی؟!

سامی: نه اینکه شما تیکه های منو بین المللی نکردین؟!

فوژان: بمیر بابا! اونا از اول بین المللی بودن!(نکته: تو این داستانا به دلیل نا معلومی ما همش با هم درگیریم .اینا رو جدی نگیرین. به هر حال ما همه قربونه هم می ریم!)

مهرانه: خب حالا...سمر می خوای جوابه سوالتو بگیری؟!

سمر: کدوم سوال؟!

فوژان: سمر گیج می زنی ها! همینکه این 4تا این جا چی کار دارن!

مهرانه: مرسی از کمکت فوژان جان.

فوژان: بله؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

ساغر: مرسی فوژان جان. نا مفهومه؟!

اری: واسه فوژان نامفهومه دیگه.

سامی: بچه شوکه شده.

فوژان: من حالم خوبه. خواهش می کنم مهرانه جونم.

سامی: مهرانه تو نمی خوای بگی: بله؟!

مهرانه: واسه من نا مفهوم نیس.

ساغر: آره دیگه فوژان این همه قربون صدقه مهرانه می ره دیگه نباید تعجب کنه!!!!

سمر: خب الان منظورت از این حرف چی بود؟

ساغر: هیچی... ولش کن.

سمر: همون دیگه.ببند.

مهرانه: بسه. سمر جوابه سوالتو می خوای بگیری یا نه؟!

سامی: بگو.

مهرانه: هیچی همین جوری اینجا داشتیم با هم حرف می زدیم!

سامی: زحمت کشیدی واسه این جواب داشتی جان می دادی؟!

شهرزاد: نه می دونی کلاستون سر راه بود گفتیم یه کم اینجا وایسیم حرف بزنیم.

سحر: کلاس ما کجا سر راهه؟!

ساغر: چرا نیس؟!

فوژان: خب واسه این که شما وقتی از بالا لشریف میارین پایین اگه بخواین برین حیاط که مستقیما" میرین. اگه هم بخواین برین دفتر میرین سمت چپ. پس کلاس ما سمت راسته که سر راه نیس.....

اری: البته اگه بخوان برن دفتر از جلوی کلاس ما رد میشن.

سامی: خب آخه فقط کسایی میرن دفتر که بخوان خاشوالیسی کنن. مثله بعضیا...

ساغر: خیلی نامردی سمر! من خواشوالیسم؟!

سامی: نه خواشوالیس که نیستی. فقط تو راهرو معلم بیچاررو 20 دقیقه به حرف می گیری.

مهرانه: ....و این اصلا" کم نیس!

اری: کم که نیس خیلی هم زیاده....این جوری میگه ساغر ناراحت نشه!

سامی: کی گفته؟! خب ساغر ناراحت شه!

بهار: بخووووووووووس رییییییییییییی!!!!!!!!!!!!

سامی: الان این چی بود این وسط؟!

بهار: این واسه این بود که تمومش کنین!

سامی: خب نمی تونستی اینو عین آدم بگی؟!

بهار: سمر یه چک می زنم تو صورتتا!

ساغر: تو غلط می کنی! منم یه چک می زنم تو صورته ارمغانا!

بهار: تو شکر می خوری!!!!!!!!!!!!

مهرانه: من یه چک می زنم تو صورته جفتتون!

بهار: منو ساغریا ارمغان و سمر؟

مهرانه: هر 4 تاتون!

فوژان: هر 4 تاتون میشن جفتتون؟؟؟؟؟؟؟؟

ساغر: میگم فوژان تو هم یه چک بزن تو صورت مهرانه حالش جا بیاد حالش خوب نیس!

مهرانه: فوژان غلط می کنه بزنه تو صورته من!

فوژان: بله؟! حالا کی خواست بزنه تو صورته تو؟! من غلط بکنم...

مهرانه: همون دیگه.

سامی: اصلا" خطش اتصالی داره!

اری: دقیقآ" اتصالی داره!

فوژان: همتون بمیرین بابا!

ساغر:فوژان همتون یعنی مهرانه هم جزومونه؟ اونم بمیره دیگه؟

فوژان: اولا" این تیکستو نمیشه کاریش کرد.دوما" اون اصلا" با شما روانی ها جمع بسته نمی شه.

مهرانه: دمت گرم فوژان جون.ساغر ضایع شدی؟

سحر: میگم اتصالی داره همینه!

ساغر: فوژان نمی شه تو اینقدر از این مهی خانم طرف داری نکنی؟! یه کم از این کارا به رفیقت یاد بده...

فوژان: من یاد میدم تو هم بده...

ساغر:  گرفتم مطلبو....ولشون کن گیراییشون پایینه!

فوژان: شاید...به هر حال ولش!

سامی: چی شد الان؟!

فوژان: هیچی....خب دیگه حالاکه شمااینجا کار نداشتین....راستی اصلا" یادمون رفته بود:کادو!!!!!!!!

کادو ماله کیه؟!

بهار: الان قضیه ی کادو چیه؟!

.

.

.

.

.

.

من دیگه خسته شدم.......حالا این بمونه بقیشو یه خورده دیگه می نویسم. دیگه چیزی نمونده داره تموم میشه. فعلا" بااااااااااااای! بوووووووووووووووووووووووس!!!!

نوشته شده توسط :بر و بکس خفن سوم الف | لينک ثابت |پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387|



موضوعات

لینک دوستان

ارمغان و محبوبه
نوید(داداشی ترشیده) و حسام
پارميدا(محی تایمر)
شاخ بازی ممنوع! (ارکیده جوووون)
دختران بارانی
نگین جووووون
نیوشا و الهه و گلشید جووووووووووووووووووون
گوجی گوجی ها!!
برو بچه گل دوم ج
اون یکی وبلاگمووووووووووون
ماریا و شقمل جووون
فروشگاه شاپ ها
قالب وبلاگ- آموزش فتوشاپ


آرشیو دفتر

مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387


نویسنده وبلاگ :

بر و بکس خفن سوم الف

آمار سایت
كاربران آنلاين: نفر
تعداد بازديدها:
RSS

کد های جاوا


Copyright by © www.TakTemp.com & www.shophaa.com & www.j28.ir